توصیه های بهداشتی - درمانی در جنگ از زبان متخصصان دانشگاه علوم پزشکی تهران
شریان حیات در قلب میدان نبرد: خون اهدایی؛ نجات بخش ترین پیوند در دوران جنگ و بحران
در میانه ویرانیهای جنگ، آنجا که زمان به ثانیهها تقلیل مییابد و هر قطره خون، مرز میان مرگ و زندگی است، دکتر الهام رازانی از ضرورت تغییر پارادایم در مدیریت خونریزیهای ترومایی سخن میگوید. او معتقد است که در شرایط بحرانی، نگاه ما به تزریق خون نباید تنها یک اقدام پزشکی روتین باشد، بلکه باید به عنوان یک «مقاومت انسانی» و یک «عملیات استراتژیک» نگریسته شود.
به گزارش روابط عمومی دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر رازانی با تأکید بر پاتوفیزیولوژی خاص ترومای جنگی، به این نکته کلیدی اشاره میکند که درمانهای سنتی، نه تنها کمکی نمیکنند، بلکه گاهی مسیر را برای «مثلث مرگ» (اسیدوز، هیپوترمی و کواگولوپاتی) هموارتر میسازند. از دیدگاه او، آنچه امروزه ضرورت مطلق است، گذار به «احیای هموستاتیک» است؛ رویکردی که در آن به جای تزریق حجم بالای کریستالوئیدها، استفاده هوشمندانه از فرآوردههای خونی در سریعترین زمان ممکن برای حفظ پایداری سیستم انعقادی در اولویت قرار میگیرد.
در نگاه دکتر رازانی، مدیریت خون در میدان نبرد، تابع یک نظم ریاضی دقیق است. او بر «نسبتهای طلایی ۱:۱:۱» تأکید میورزد؛ یعنی ترکیب یک واحد پلاسمای تازه منجمد، یک واحد پلاکت و یک واحد گلبول قرمز فشرده. از نظر او، این استراتژی با تقلید هوشمندانه از ترکیب «خون کامل»، مانع از کاهش فاکتورهای انعقادی شده و از عوارض مرگبار ثانویه همچون ادم ریوی و نارسایی ارگانها جلوگیری میکند.
دکتر رازانی در بخش دیگری از تحلیل خود، چالش «زنجیره سرد» را پاشنه آشیل لجستیکِ بحران میداند. او برای غلبه بر این مانع سخت، بر استفاده از فناوریهای نوین نظیر «پلاسمای خشکشده در خلاء» و «گلبولهای قرمز منجمد با گلیسرول» پافشاری میکند. تأکید دکتر رازانی بر این است که این فرآوردهها با قابلیت جابهجایی آسان و نگهداری طولانیمدت، عملاً شریان حیات را به دورترین و سختگذرترین نقاط عملیاتی پیوند میزنند، بدون آنکه کیفیت بیولوژیک آنها خدشهدار شود.
او نگاهی امیدوارانه به آینده دارد و بر اهمیت «جایگزینهای هموگلوبینی حامل اکسیژن» (HBOCs) و نانوتکنولوژی در هموستاز تأکید میکند. دکتر رازانی معتقد است که با پیشرفت به سمت خونهای مصنوعی که فاقد آنتیژنهای سطحی هستند و در دمای محیط پایداری دارند، میتوان محدودیتهای گروههای خونی را از میان برداشت و در خونریزیهای غیرقابل کنترل بدنی (Non-compressible Torso Hemorrhage)، شانس بقای مجروحان را به شکل چشمگیری افزایش داد.
در پایان، دکتر الهام رازانی چرخه مدیریت بحران را یک روند پویا میداند. او بر «فاز بازسازی و یادگیری» تأکید ویژهای دارد؛ اینکه چگونه باید دادههای تلخِ دوران نبرد را به دانشی مدون برای اصلاح «برنامههای عملیات بحران» تبدیل کرد. از دیدگاه او، هدف نهایی تنها مدیریت لحظه نبرد نیست، بلکه تبدیل هر تجربه جنگی به زیرساختی مستحکم برای ارتقای تابآوری سیستم سلامت در برابر تمامی بحرانهای احتمالی آینده است. او تأکید دارد که این دانش، میراثی برای نجات جان انسانهاست؛ میراثی که در پیوند میان علم و انسانیت شکل میگیرد.
ارسال نظر